الشيخ رسول جعفريان وديگران
148
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
ص 1249 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 9 ، ص 363 ؛ تقريب التهذيب ، ج 2 ، ص 194 ؛ تاريخ الكبير ، ج 1 ، ص 178 ؛ الجرح و التعديل ، ج 8 ، ص 20 ؛ مجروحين ، ج 2 ، ص 290 ) . 6 . ابن سعد او را در سيره و فتوح و حديث ، در حد بالايى از آگاهى توصيف كرده و گفته است : حتى به موارد اختلاف نيز تسلّط دارد . ( ر . ك : طبقات ، ج 5 ، ص 493 ) . 7 . ابراهيم حربى اعتقاد داشت كه جمع كردن سندها و آوردن متن واحد ايرادى ندارد و بر واقدى نيز ايرادى وارد نيست ؛ زيرا قبل از وى زهرى و ابن اسحاق نيز اين كار را انجام مىدادند . ( حاطوم ، نور الدين ، المدخل الى التاريخ ، دمشق : مطبعة الهلال ، 1982 ، ص 221 ) . 8 . مارسدن جونز در مقدمهاى كه بر مغازى نگاشته ، از آثار او به تفصيل نام مىبرد . براى اطلاعات بيشتر به اين مقدمه مراجعه شود . 9 . نسائى از افراد ضعيف و كذّاب معروف ، نسبت به طرح وقايع مربوط به پيامبر ( ص ) ، چهار نفر را معروفتر از بقيه مىداند : واقدى در مدينه ، مقاتل در خراسان ، محمد بن سعيد مصلوب در شام و فردى ديگر . ( براى اطلاع بيشتر ر . ك : ابن حجر ، تهذيب ، ج 9 ، ص 365 ) . شافعى نيز او را از هفت نفر ضعيف الحديث معروف مدينه مىداند ( همان جا ) . 10 . در اين مورد روايت شده است كه مأمون خليفه عباسى پيشنهاد امامت جمعه را به واقدى داد ، اما او سورهء جمعه را از حفظ نبود و هنگامى كه نصف سوره را حفظ كرد ، به هنگام حفظ نصف دوم ، آن نيم اول را فراموش مىكرد . مأمون خطاب به او گفت : اين مرد تأويل را حفظ مىكند ، نه تنزيل را . و يا به نقل از مفضل بن غسّان از پدرش آمده است كه واقدى در نماز به جاى عبارت « صحف ابراهيم و موسى » ، به اشتباه خواند : « صحف عيسى و موسى ! » ( ر . ك : تاريخ بغداد ، ج 3 ، ص 8 و 7 ) . 11 . هورويتز معتقد است كه به احتمال زياد ، جدّ يا پدر او جزو موالى حسين بن عبد اللّه بوده است ، نه خود ابن سعد ؛ زيرا حسين بن عبد اللّه در سال 140 يا 141 ه . قبل از تولد ابن سعد در گذشته است و احتمالا در اين موقع پدر يا جد ابن سعد از ولاء آزاد شده بود ( دايرة المعارف اسلامى ، ويرايش دوم ، ذيل ابن سعد ) . 12 . وافى ، عبد الكريم ، منهج البحث فى التاريخ و التدوين التاريخى عند العرب ، بنغازى : منشورات دار النهار للنشر ، 1997 ، ص 74 .